زندگی برای چه؟همه چیز باطل است. زندگی یعنی خشت بر اب زدن .زندگی یعنی خود را سوزاندن و هرگز گرم نشدن...
وه که در جهان کدام ابلهی به پایه ابلهی رحیمان رسیده است و در جهان چه چیز به اندازه ابلهی رحیمان مایه رنج فراهم اورده است!!!
وای بر ان عاشقانی که از رحم شان برتر پایگاهی ندارند!
شیطان روزی با من چنین گفت: خدا رانیز دوزخی هست. دوزخ او عشق به انسان است.
و چندی پیش شنیدم که گفت:خدا مرده است . رحم خدا به انسان اورا کشت..
چنین گفت زرتشت.. بخش دوم. درباره رحیمان
خاطرهای در درونم است
چون سنگی سفید درون چاهی.
سر ستیزبا ان ندارم
توانش را نیز:برایم شادی است واندوه
در چشمانم خیره شود اگر کسی
ان راخواهد دید.
غمگین تر ازانی خواهد شد
که داستانی اندوه زاشنیده است
می دانم خدایان انسان را
بدل به شیئی می کنند بی انکه روح راازبرگیرند.
ت نیز بدل به سنگی شده ای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی.
تنها یک جاده برایم مانده تنها یکی : از پنجره به پرتگاه
تقدیم به سه تا از دوستان عزیزم