تبليغاتX
پاییز تنهایی -

در جهان مردي هست كه روز ازالام وصف ناپذير رنج مي بردو شب نمي تواند چشم بر هم گذارد.در دلش خلا هولناكي هست كه كامجويي نتوانسته است ان را پر كند.در سرش همه قواي دماغي در جوشش اند...

در بحبوحه لذت ها در جمع دوستان طرب ناگهان حس مي كند كه تنهايي با بالهاي سياه بر قلبش سايه افكنده است.

در جهان مردي هت كهبه هيچ چيز اميد ندارد واز هيچ چيز نمي هراسد.از زندگي متنفر است ونمي تواند ان را ترك كند:اين مرد كسي است كه به خدا ايمان ندارد....

 

حاشيه:اين را به ياد گار نگه دار.هر وقت كه غمها بر تو هجوم مي اورند وبيهوده فرياد مي كشي ان را بخوان.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 20:35  توسط ارش  |